آه ای زندگی منم که هنوز
با همه پوچی از تو لبریزم
نه به فکرم که رشته پاره کنم
نه بر آنم که از تو بگریزم
همه ذرات جسم خاکی من
از تو، ای شعر گرم، در سوزند
آسمانهای صاف را مانند
که لبالب ز بادهء روزند
با هزاران جوانه می خواند
بوتهء نسترن سرود ترا
هر نسیمی که می وزد در باغ
می رساند به او درود ترا...

:: موضوعات مرتبط:
شعر پارسی ,
,
:: برچسبها:
شعر زیبا ,
شعر ,
شعرپارسی ,
شعر زندگی ,
شعر از فروغ فرخزاد ,
فروغ ,
اشعار ,
:: بازدید از این مطلب : 464
|
امتیاز مطلب : 243
|
تعداد امتیازدهندگان : 54
|
مجموع امتیاز : 54